دست خالی ، پای خسته ، رهسپار کوی یارم
یک نیستان ناله در دل ، از غم هجر نگارم
درد بی درمان ما را نام زیبای تو درمان
موج دستانی شکسته ، باز هم در انتظارم
صحبت از چاه است و یوسف ، از دو چشم کور یعقوب
از همان خال سیاه و از همه دار و ندارم
از دو چشم زخمی مَه ، تا تن تبدار خورشید
در پی تو دل شکسته ، رس به داد قلب زارم
آسمانم بی ستاره ، روزهایم چون شب تار
از غم هجرانت آقا ، دوست دارم خون ببارم
دوست دارم تا ببینم چهره نورانیت را
بعد دیدار رخ تو ، آرزویی من ندارم
یک نیستان ناله در دل ، از غم هجر نگارم
درد بی درمان ما را نام زیبای تو درمان
موج دستانی شکسته ، باز هم در انتظارم
صحبت از چاه است و یوسف ، از دو چشم کور یعقوب
از همان خال سیاه و از همه دار و ندارم
از دو چشم زخمی مَه ، تا تن تبدار خورشید
در پی تو دل شکسته ، رس به داد قلب زارم
آسمانم بی ستاره ، روزهایم چون شب تار
از غم هجرانت آقا ، دوست دارم خون ببارم
دوست دارم تا ببینم چهره نورانیت را
بعد دیدار رخ تو ، آرزویی من ندارم

نظرات شما عزیزان:
برچسبها: